ما كشتي گيران در حق كشتي چه كرده ايم؟
تخريب،تحقير،خودبرتر بيني يا همدلي و اتحاد؟!!
سهم ما در تنزل كشتي چه بوده است؟
بي مقدمه شروع ميكنم،از همه گفتيم و كوبيديم و تخريب كرديم و كارشناسي كرديم اما حتي نيم نگاهي به عملكرد خودمان در راستاي ورزشي كه گاها خود را دلسوز آن ميدانيم نينداختيم.
همه را در نابودي كشتي مقصر دانستيم به غير از خودمان كه به جرات ميتوان گفت هشتاد درصد اين همه ناكامي و نابودي كشتي ، ما كشتي گيران و ورزشكاران هستيم.اين ما هستيم كه دانسته و ندانسته در مورد هر شخص و مقامي نظر ميدهيم و در مورد آينده ورزش كشتي كارشناسي ميكنيم و كاربلدها و كارشناسهاي واقعيمان را از اين وضعيت دلسرد و خسته ميكنيم و از عرصه كنار ميگذاريم و ميگوييم مديريت صحيح نيست!امروزه از مبتدي گرفته تا پشكسوت حرف از مديريت غلط ميزنند،ماها كه اينقدر در مورد مديريت ميدانيم پس چرا در انتخابات رياست هيئت استان نامزد نشده ايم؟چرا آستين بالا نزديم و پا پيش نگذاشتيم؟
آيا تا به حال توانسته ايم همگي يكدست و يكصدا از مسيولين،مديران،مربيان و ساير عوامل اين ورزش حمايت كنيم؟آيا تا به حال سعي در مهار حاشيه ها و دو دستگي ها كرده ايم؟آيا توانسته ايم با خودمان رو راست باشيم و هدف خود را در راهي كه گام بر ميداريم مشخص كنيم؟آيا اصلا تا كنون هدفدار حركت كرده ايم؟
آيا خواسته ايم فرهنگ اصيل اين ورزش پهلواني را حفظ و نهادينه كنيم؟آيا در صحبتها و كلامهاي خود به پيشكسوتان و بزرگان اين ورزش احترام گذاشته ايم؟آيا نوپهلواناني كه تازه پا به عرصه كشتي گذاشته اند غير از بي احترامي و بدرفتاري در سالنهاي كشتي ، چيز ديگري ديده اند؟
آري،بعضي از ماها در اقداماتمان هدفي را دنبال كرده ايم،اما هدفي كه فقط از سر كينه و لج و لج بازي و جناح بازي نشعت ميگرفت نه هدفي كه در راستاي موفقيت و صعود باشد.اين ما هستيم كه با اقدامات ناشايست خودمان دوستان را از محيط كشتي دلزده كرده ايم،محيطي كه اكنون نه حال و هواي مردانگي دارد و نه پهلواني،محيطي كه سرشار شده است از توهين و افترا و تحقير و كبر و خود برتر بيني...
از بگو مگوهاي مربيان و كشتي گران كه بگذريم...
وبلاگهايي در راستاي اين ورزش مقدس تاسيس شدند و فعاليت خود را آغاز كردند اما ماها به جاي استفاده درست از اين رسانه ها،به جاي به اشتراك گذاشتن دانسته ها و تجربيات خود با ديگران،به جاي دنبال كردن اخبار و اتفاقات كشتي استان،به تخريب و تحقير يكديگر پرداختيم،خود را برتر از سايرين جلوه داديم،فضاي وبلاگ را به تشنج و چالش در بيراهه كشانديم،به جاي همدلي با يكديگر فاصله ها را از همين طريق زياد و زيادتر كرديم،با نهايت بي جراتي و ناتواني خود ، با نامهاي مستعار و اسامي كاذب و نام ديگران اقدام به ترور شخصيت ديگري كرده ايم،يك روز دنباله رو يكي و فردا روز دنباله رو ديگري هستيم...آيا تا به حال توانسته ايم انتقادها و خواسته هاي خودمان را روراست با مسئولين در ميان بگذاريم؟
بياييد خودمان قضاوت كنيم،واقعا نسبت به اين همه ادعايي كه از مسئولين و اعضاء هيئت استان و شهرستانها داريم ، سهم خودمان در اين مورد چه بوده است؟آيا اين ورزش فقط با اعتراض و انتقادهاي نادرست و غيركارشناسي و جهت گيريهاي غلط ، راه به جايي خواهد برد؟آيا تا به حال در بلند كردن اين كشتي به گل نشسته يكدل و يكصدا عمل كرده ايم؟يا اينكه تعدادي سعي در بلند كردن آن و عده اي نيز سعي در كشيدن آن داشتيم.
به حق كه مقصر اصلي ماهستيم،اين ماهستيم كه بايد با حمايت همه جانبه خود،انگيزه مضاعفي به مسئولين و زحمت كشان اين ورزش تزريق كنيم تا گامهاي موثر و آينده داري را در راستاي اين ورزش و ما ورزشكاران بردارند.
حسيني،مدير وبلاگ
ادامه مطلب


















